داستان سیستان|فیلمنامه نویسی

مقالات آموزشی داستان نویسی , فیلمنامه نویسی و اخبار هنرمندان

فرهنگ واژگان فیلمنامه ­نویسی – بخش دوم

فرهنگ واژگان فیلمنامه ­نویسی

 بخش دوم

IMAGE634079586937500000

پیامد (aftermath)

صحنه ­ی پیامد پس از لحظه­ای که به لحاظ دراماتیکی در اوج است می­آید و به شخصیت­ ها و همچنین مخاطب فرصت می ­دهد که شوک، درد، یا لذت آن لحظه را هضم کند.

 

تمثیل (allegory)

تمثیل داستانی است که معنایی پنهان، و بطور معمول درسی اخلاقی، را آشکار می­کند. اغلب فیلم­ ها تمثیل صرف، که قصدش موعظه است، نیستند؛ البته، حکایات، داستان­ های کودکانه و آثار تخیلی اغلب الگوی تمثیلی به خود می­گیرند. در این نوع داستان شخصیت­ ها و رویدادها معانی نهفته یا نمادین دارند.

 

شخصیت ­های تمثیلی (allegorical characters)

اغلب شخصیت­ ها، حتی شخصیت ­های انسان­دیس (ناشی از این عقیده که حیوانات و اشیا در کنش ­ها، افکار یا رفتار خود به انسان شبیه هستند)، نقص یا نقایصی دارند ولی امکان تغییر (اخلاقی یا افزایش خِرَد) نیز دارند، ولی شخصیت ­های تمثیلی نمادین، ثابت، و تغییرناپذیر هستند.

انسان­ان گاری (anthropomorphism)

برای خدا، حیوانات، یا اشیا ویژگی­ ها یا رفتار انسانی قائل شدن.

 

ضدقهرمان (antihero)

شخصیت مرکزی فیلمنامه که فاقد خصوصیات قهرمانانه ­ی مرسوم است.

 

جو (atmosphere)

جو تاثیری است که با حال و هوای صحنه ایجاد می­شود.

 

آگاهی مخاطب (audience awareness)

آگاهی مخاطب شما عنصری اساسی در فیلمنامه ­نویسی است. بخش اعظم اینکه فیلمنامه ­نویس چگونه فیلمنامه را می ­نویسد به این بستگی دارد که او می­خواهد مخاطب چگونه با داستان درگیر شود. آیا مخاطب باید قبل از شخصیت، بعد از شخصیت، یا بطور همزمان از چیزی مطلع شود؟ چه میزان از اطلاعات باید ارائه شود؟ چگونه صحنه ­های «آماده­سازی» و «پیامد» مخاطب را درگیر می­کند؟ ارائه­ی اطلاعات تا چه وقت باید به تاخیر بیفتد یا چه وقت باید آشکار شود؟

 

داستان پسزمینه (back-story)

داستان پسزمینه اطلاعات پس زمینه ­ای گذشته است که نویسنده برای شخصیت­ ها خلق می­کند. داستان پسزمینه­ی مهم را هرگز نباید بصورت غیرعمد یا با زور ارائه کرد؛ آن باید از درونِ درگیری، وضعیت فکری و روانی، دنیای داستانی و/ یا ارائه ­ی قابل قبول اطلاعات، از طریق گفتگو، بازگشت به گذشته، افکار شخصیت­ ها، جزئیات پس زمینه، یا داستانی که راوی آن را روایت می ­کند نشات بگیرد.

 

قوس شخصیت (character arc)

قوس شخصیت وضع شخصیت در مسیر داستان است. شخصیت در ابتدای داستان دیدگاه خاصی دارد، و پس از روبرو شدن با وقایع داستان آن دیدگاه تغییر می­کند.

 

نگرش شخصیت (character attitudes)

دیدگاه ­ها، سوگیری خاص، عقاید، طرز فکر، احساسات و عواطف، یا جهان­بینی نگرش شخصیت را شکل می­دهند.

 

تغییر شخصیت (character change)

تغییر شخصیت برای «قوس شخصیت اصلی»­تان ضروری است. اگر شخصیت پس از عبور از تنش اصلی و رسیدن به «گره ­گشایی» داستان به هر صورت تغییری نکند-نه لزوما تغییر مثبت- در این صورت این اتفاق برای مخاطب فایده­ای دربر نخواهد داشت.

 

جوهر شخصیت (character core)

اغلب شخصیت­ها نباید قابل پیش­بینی و کلیشه­ای باشند. جوهر شخصیت باید در تعریف اینکه او کیست مفید باشد. او باید موجودی جالب توجه باشد و نقاط ضعف نیز داشته باشد.

 

توصیف شخصیت (character description)

فیلمنامه در زمان ورود شخصیت جدید به داستان در چند خط به شرح جزئیات قوی شخصیتی می­پردازد، بنابراین این چند خط باید توجه خواننده و همچنین بازیگرانی که احتمالا نقش آن شخصیت را ایفا خواهند کرد به خود جلب کند.

 

تکامل شخصیت (character development)

تکامل شخصیت به منظور جان بخشیدن به شخصیت بر پرده­ی نمایش ضروری است. نویسنده باید به منظور آشکار کردن پیشینه، شخصیت، روان­شناسی، و اهداف فعلی او به عمق شخصیت او نفوذ کند. هیچ دستور عمل اسرارآمیزی برای چگونه تکامل بخشیدن به شخصیت وجود ندارد، ولی می­توان با توصیف جسمانی آغاز کرد و بعد با یکسری اعمال و اتفاقات به مکاشفه ­ی شخصیت پرداخت. مکاشفه­ی «پرسشنامه­ی شخصیت» برای شناختن او راهی ملموس برای آغاز کردن این کار است.

 

روابط شخصیت (character relationships)

اغلب شخصیت­ها در جزیره و به تنهایی زندگی نمی­کنند. بخشی از اینکه آنها که هستند و چگونه تغییر می­کنند بر مبنای روابطی است که آنها دارند یا داشته­اند. ترکیب شخصیت ­ها در هر رابطه بخودی خود یک داستان است، و فیلمنامه ­نویس با انتخاب خصوصیت ­هایی که شخصیت­ها را به یکدیگر می­رساند و همچنین بین­شان تضاد ایجاد می­کند باید این ترکیب را به حداکثر برساند.

 

تاخیر (delay)

تاخیر ابزاری روایی و درماتیکی است که از آن برای تقویت تنش ایجادشده استفاده می­شود. تماشاگر پیش­بینی می­کند که رویدادهای خاصی رخ خواهد داد، و تنش-ترس و امید- از آن پیش­بینی ایجاد می­شود و بی­صبری مخاطب را باعث می­شود، که این نیز به نوبه­ی خود تنش را تشدید می­کند. با به تاخیر انداختن یک رخداد یا ورود یک شخصیت، که حل یک راز یا پرسشی بدون پاسخ را به دنبال دارد، تاثیری قوی­تر بر مخاطب حاصل می­شود.

 کنش نزولی (descending action)

در پایان پرده­ی دوم، پس از آنکه قهرمان هر کاری که از دستش بر می­آمده انجام داده است تا بر مانعی سخت که با آن روبرو بوده است فائق آید، و داستان به اوج اصلی خود رسیده و نبرد-با شکست یا پیروزی-  پایان یافته است، کنش نزولی با تنشی جدید پرده­ی سوم را آغاز می­کند.

 

جزئیات (details)

جزئیات سیمای فرد، تجهیزات، یا وسایل صحنه را شامل می­شود. این جزئیات مکان و محیط صحنه را غنی می­کند؛ البته، شرح جزئیات اضافی اشتباه است. صلاح آن است که مکان را بصورت کلی و موجز توصیف کنید، و نکات مهم را که به شکلی در روایت داستان-ارائه ­ی اطلاعات، کاشت و برداشت، آماده­ سازی و پیامد- کمک می­کنند ذکر کنید.

 

وارون پنداشت (dramatic irony)

وارون پنداشت وقتی ایجاد می ­شود که مخاطب از چیزی مطلع می­شود که حداقل یکی از اشخاص داستان آن را نمی­داند.تفاوت ميان واقعيت در نظر شخصيت داستان و واقعيت حقيقي كه بر خواننده يا تماشاگر آشكار شده است.

 

ارائه ­ی اطلاعات (exposition)

ارائه اطلاعات ضروری برای درک حقایقی است که کنش داستان از آنها آغاز می­شود. گفتگو، بازگشت به گذشته، افکار شخصیت­ها، جزئیات پسزمینه یا روایت داستانی بوسیله ­ی راوی از ابزارهای مورد استفاده برای ارائه ­ی اطلاعات هستند.

شخصیت ­های خیالی (fantasy characters)

شخصیت ­های خیالی در دنیاهای عجیب، احساسی، یا سحرآمیز زندگی می­کنند که در آن موجوداتی غیرعادی ساکن هستند. شخصیت­هایی که در این دنیای رمزآلود زندگی می­کنند خصوصیات محدودی دارند، و گاهی ویژگی ­هایی مثل اغراق فیزیکی، یا توانایی ­های سحرآمیز دارند یا اینکه در چیزی فوق­العاده ­اند مثلا ابر خوب، ابر بد یا ابر زیرک هستند.

 

بازگشت به گذشته (flashback)

بازگشت به گذشته صحنه ­ای در فیلم است که در زمانی قبل از وقوع داستان اصلی رخ داده است. آن همچنین می­تواند خاطره­ی واضح از رویدادی در گذشته ­ی شخصیت باشد که در آن ما رویداد گذشته را نمی­بینیم، بلکه ما واکنش شخصیت را با یادآوری آن رویداد می­بینیم. ما از حالت شخصیت می­فهمیم که آن رویداد خوشایند، هراسناک، آرام­بخش یا … بوده است.

 

آینده (future)

عناصر آینده امید و ترس در شخصیت­ها ایجاد می­کند، و مخاطب را تشویق می­کند که به آینده ­ی داستان چشم داشته باشند.

 

تخیل (imagination)

تخیل خلاق و خوش­فکر بودن در شکل دادن به ایده­ ها، تصاویر یا افکار جدید است.

صحنه ­ی الزامی (obligatory scene)

صحنه ­ی الزامی صحنه ­ای است که تماشاگر هیجان­ زده انتظار آن را می­کشد. تنش آن پیش­بینی بی­تابانه­ی آینده است، پس صحنه­ی الزامی صحنه ­ای است که تماشاگر آگاهانه آن را انتظار می­ کشد.

 

شخصیت­های داستان فرعی (subplot characters)

شخصیت ­های داستان فرعی یک خط کنش دارند که در طرح، بصورت بخشی از تقابل یا لایه ­ای­ موازی یا کنش مکمل درگیری قهرمان، با درگیری اصلی مرتبط است. به بیان دیگر، شخصیت­های داستان فرعی یا در تلاش ­های قهرمان به او کمک می­ کنند یا آغازکننده ­ی آن تلاش­ها هستند، یا این تلاش­ ها را پیچیده می­کنند، یا با آنها مقابله می­کنند.

 

وحدت (unity)

تمام اجزای ساختار فیلمنامه- پرده­ ها، فصل ها، و نقاط عطف- باید با یکدیگر انسجام داشته و با یکدیگر هماهنگ باشند تا یک کل قابل درک را تشکیل بدهند.

مطالب مشابه
ارسال دیدگاه جدید
از نوشتن دیدگاه های غیر مرتبط با پست جدا خودداری کنید.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

دیدگاهی ارسال نشده است!